یکی از مهم ترین مسایلی که مدیران در هنگام مواجهه با عدم قطعیت بالا در زنجیره تامین با آن روبه رو هستند کمبود سطح موجودی در هنگام دریافت تقاضای غیرقابل پیش بینی است که منجر به افزایش هزینه کل زنجیره تامین می شود. این تحقیق درصدد گزینش سناریوی مناسب در بازپرسازی موجودی بر اساس سیاست (R,Q) در زنجیره تامین شرکت های توزیع نیروی برق است که مدل آن بر اساس اهداف حداقل نمودن هزینه کل موجودی، متوسط سطح موجودی در دست و نسبت تقاضای برآورده نشده مشتریان تعریف شده است. برای این منظور از طراحی آزمایش ها به منظور سناریوسازی مدل استفاده شد که نتایج هر یک از آنها با به کارگیری روش شبیه سازی گسسته پیشامد به دست آمد و سپس از روش تصمیم گیری چندمعیاره برای تحلیل سناریوها استفاده شد همچنین داده های مورد نیاز از طریق جستجو در اسناد و مدارک سازمانی و مصاحبه با خبرگان صنعت جمع آوری شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که حد میانی مقادیر نقطه سفارش بهینه و مقدار سفارش در محصول اول در دو خرده فروش و حد بالایی آنها برای محصول دوم در دو خرده فروش منجر به کاهش هزینه های مدل مورد بررسی گردیده است. از جمله نتایج دیگر این پژوهش این است که هر چه نقطه سفارش مجدد محصول اول و میزان سفارش محصول دوم کاهش یابد هزینه زنجیره تامین افزایش می یابد